کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

خواب کهنه گی

عصر های بی حوصله گی
رنگ خواب تو رخوتی تازه
در تنم می پیچد
ردیف ردیف خاطره
در بایگانی ذهنم می گذارم
بوی کاغذ تازه
بوی خوش زندگی
بوی مرکب سیاه
بوی چاپ عکس تن تو
رنگدانه های گلدان را به دست می گیرم
به تنم رنگ ترا می مالم
تا شاید از بی رنگی در بیایم
افاقه نمی کند
این رنگ پاشی
به آلبوم نقاشی های رنه نگاه می کنم
تمام رنگ هایش را به من می بخشد
ولی من تنها
رنگ نارنجی را انتخاب می کنم
و
به هوا می پاشم
بخار نفس هایم
حالا رنگی ست

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>