کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

ترجمه شعری از کارل سندبرگ از احمد پوری

خيابانگرد

در ميان سايه هاي چهار راه

زني در تاريكي فرو مي رود و به انتظار مي ايستد

تا به سر رسيدن پليسي دو باره راه افتد

با لبخندي شكسته،

ماسيده بر صورتي رنگ شده روي استخواني خسته،

و چشماني به حسرت نشسته.

تمامي شب عرضه مي كند به رهگذران آن چه را كه مي خواهند

از زيبايي افسرده اش، از تن پژمرده اش، از روياهاي به باد سپرده اش

و كسي چيزي نمي پذيرد.

Traffickers

Among the shadows where two streets cross

A woman lurks in the dark and waits

To move on when a policeman heaves in view.

Smiling a broken smile from a face

Painted over haggard bones and desperate eyes

,All night she offers passers-by what they will

Of her beauty wasted, body faded, claims gone,

And no takers

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>