کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

هی گلوریا ! پستان های شیرین و سفت ات چه خوردنیه !

فکر می کردم کابوس های شبانه ام تمام شده اند و حالا می توانم مثل آدم زندگی بکنم .فکر می کردم خاطرات زندان و همه کتک ها و فشارها را می توانم با معجون عشق فراموش بکنم .خدای من ! چقدر احمقم .مگر می شود سلول یک متر در یک متری و نیم را از خاطره پاک کرد .مگر می توان با عشق ورزی و سکس همه چیز را به سطل آشغال کنار خانه انداخت تا کارگران شهرداری ببرند هر چه ناپاکی ست .مگر کاغذ است که بتوان آتش اش زد و خاکسترش را به باد سپرد .مگر می شود یاد همه دوستانت را از یاد ببری چون پستان های معشوقه ات سفت و شیرین است .چون می توانی تمام بدنش را لمس کنی و ارضا شوی، دوش بگیری ، صورتش را ببوسی و بگویی آه ! گلوریا ! سکس ات حرف نداشت مرسی دختر ! ! نه خودت را گول نزن .به هیچ عنوان شدنی نیست . دی شب خواب دیدم در تپه های اوین ایستاده ام بیژن جزنی چشم بند ش را دارد باز می کند و فرمان آتش را صادر می کند تا به من تیری نخورد ولی نگاهش پر از شماتت است .دی شب خواب دیدم تمام زن ها در کنار تپه ی اوین لخت دراز کشیده اند و پاسدارها پس از تیرباران دارند معاشقه می کنند لباس های سبزشان را به کناری انداخته اند و با آلت های آویخته زنان را می لیسند و من با شلنگ آب خون ها را پاک می کنم .دی شب خواب دیدم تمام بدنم غرق منجلاب و کثافت است .آه ! خدای من دارد چه اتفاقی می افتد ؟ این زندگی دارد به حسرت می گذرد تمام رویاها را دارند پاک می کنند تمامی مراکز فروش خاطره را دارند پلمب می کنند .ترک وطن گفتم شاید پالایشی دوباره به سراغمم بیاد .از همه ی جاده های کوهستانی گذر کردم تا دوباره به اوین و به سلول کوچک که پنچره اش را هم بسته اند بر نگردم .امروز این اشک های من تمامی ندارد . خدایا همه ی جاده ها را بسته اند همه پرنده ها را در قفس گذاشته اند همه ی زمزمه ها را خفه کرده اند تمامی شعرهای پرواز را از همه خیابان های تهران با آب و سبماده پاک کرده اند .تمامی چراغ های راهنمایی را خاموش کرده اند وهمه رنگ فروشی ها را بسته اند . شانزده میلیون روانی در بطن جامعه دارند راه می روند زندگی روزانه می کنند ، دختر و پسر را از زندگی خالی کرده اند انگار برادر بزرگ احتیاجی به هیچ کسی ندارد ماشین بودن کافی ست . خبر دار ! از جلو نظام !

۱ دیدگاه »

  hamid2 wrote @

اينقدر كوسوشهر ننويسيد اگر سگگك باز نميشود زيپ كه باز ميشود


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>