کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

بایگانیِ ژوئن 3, 2008

Vermeer

ERMEER

شعری از پل آستر

خود را در آغوش زندگی رها کن

و هوا زیر بالت را می گیرد .عقب نشینی کن

و زندگی از پشت سر به تو هجوم می آورد

برو تا استخوان بترکانی

قدم هایت را پی بگیر و وقتی چراغ ها خاموش شد

سوت نزن آواز بخوان

اگر چشم هایت را باز نگه داری همیشه گم می شوی

لباس هایت را ببخش دارایی ات را ببخش

کفش هایت را به اولین رهگذری

که دیدی بده

از هیچ بسیار بر می آید

اگر با والس اضطراب به رقص در آیی …