کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

بایگانیِ آگوست 2, 2008

gillianleigh

آخرین کار عباس کیارستمی به روایت france 24

قهرمانی زنان ایران در مسابقات فوتسال غرب آسیا مبارک باد

دست های بی نشانی

دست هایم را دراز کردم تا تن ات در دسترسم باشد اما لغزید .  پای راستت را گرفتم  تا قدم بر نداری با پای چپت در خانه را باز کردی .ساعت چهار و سی و نه دقیقه بود که عشق بازی بی رمق مان را به پایان بردیم  . پس از روزهای متمادی برای اولین بار بود که در هم آمیخته شدن  ما حس همیشگی اش را نداشت  .از ترس و عشق در میانه نفس هایمان حرف زدیم  . از خود عشق ورزی  بهانه ای ساختیم تا از خودمان حرف بزنیم  .  چند روز گذشته فاصله های پیدا و نا پیدا از راه رسیده  و توان ما را از ما گرفته بود . لغت های بی شماری را به کار بردیم تا عصمت آه را نیالاید اما آلائید ! شاید از روز اول اشتباه کرده بودیم  . دستگاه مکان یاب هر دویمان  اشتباهی آدرس مان را پیدا کرده بود . شاید هم زیادی مست کرده بودیم و این حرف ها  مکان های حادثه را به غلط رقم زده بود .نه ! نمی دانم . باید دوباره به پاورقی های یاد داشت هایم بر گردم تا روز و ساعت پیدا شدنمان را پیدا کنم و حسابی غلط یابی کنم .ستاره های صبح گاهی را از آسمان نیمه تاریک بر می دارم و به سر در خانه می آویزم تا وقتی برقی که رفته دوباره که بیاید کوچه ی روبروی خانه روشن باشد . روزگار بی نشانی روزگارش گذشته !