کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

وقت نهار

تا ده صبح کار کردم و حسابی گشنه ام شده بود .به کرولاین گفتم : نظرت چیه من برم خونه یه غذای ایرونی درست کنم برای تو هم بیارم ؟ با خنده ی بلند همیشگی اش گفت : خب چرا معطلی ایرانی جان بدو ! کوله ام را رو دوشم انداختم و به دو به خانه رفتم .از یخچال گوشت ریز شده رو در آوردم و با مخلفاتی که شب قبل درست کرده بودم شروع به پختن کردم .همه ی ادویه ها مال ایران بود و عطرش مستم کرده بود .غذا که آماده شد ظرف خودم را از کابینت در آوردم و با خیار شور و گوجه و سس سفید و چند تا چیز دیگر نهارم را خوردم و در ظرف مخصوص کرولاین غذایش را ریختم .کیکی را که از دیشب در یخچال مانده بود را هم برداشتم تا در وقت استراحت با شیر قهوه بخورم .امروز فقط هوس خوردن دارم .هر چه ایرونی تر بهتر .مردم این همه غذای قاتی و پاتی خوردم !

2 دیدگاه »

  هدیه wrote @

به به جای من خالی. انقدر تعریف کردی که دهنم آب افتاد :) )

  thelostchildhood wrote @

oh ! thanks my mate .I will make it for you


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>