کودکی گم شده

مکانی برای آرامش و شعر و زندگی

کسی برای نجات رویاها می آید ؟

 


در خواب که بودم از پله های مدرسه ی شرف پایین آمدم .روبرویم ایستگاه قایق های دریایی بود .هیچ کس در بلوار قدم نمی زد .دستی به شیر سنگی سر پله ها زدم سرش را تکانی داد و بی آنکه حرفی بزند سرش را برگرداند تا گریه اش را نبینم .سالها بود که دستی به سرش نکشیده بودم  .پله ها را مثل همه ی سالهای جوانی ام آرام پایین آمدم . دریا توفانی شده بود و موج های کف آلودش کف بلوار را خیس کرده بود . از پله های ایستگاه دریایی پایین رفتم تا طناب یکی از قایق ها را بردارم ولی موج های سنگین و بارانی نگذاشتند دستم برسد .روی پله های جلبک زده نشستم و نگاهم را به موج و قایق ها انداختم .وقتی باران بود و دریا توفانی تنها کارم رفتن به بلوار دریایی و موج شکن بود یگانه دوستانم که بارها از تنهایی نجاتم داده بودند  .سالهای شصت بود .سالهایی که دیگر کسی برایم باقی نمانده بود .سالهایی که نه مدرسه و نه مردم آرامم نمی کردند .نه عشقی بود و نه مرحمی برای زخم های روحی ام .روزهای پریشانی و روزهای منگ از  روزمرگی ! قهوه خانه مشتی موسی چارپایه های کوتاه و استکان های چای . زیر آلاچیق ها نشستن و خیره به ماهی گیرها ! باران را دوست داشتم چون هیچ کس از خیس شدن خوشش نمی آمد .بلوار دریایی و موج شکن از آن من بود .از بالای فانوس بلند دریایی بالا می رفتم و به دوردست ها نگاه می کردم  ، به کشتی های باری روسی که منتظر ورود به بندرگاه بودند . به کنار تخته سنگ ها می رفتم و منتظر موج های بلند آب دریا می شدم .دست هایم را صلیب وار باز می کردم تا دریا وجود ناآرامم را آرام بکند .دریایی که همه چیزم شده بود .مثل موش آب کشیده می شدم و راهم را به طرف قهوه خانه مشتی موسی می کشیدم .چای پی در پی می خوردم  و از آخر بلوار به طرف شنبه بازار می رفتم و پیاده به سمت خانه می رفتم .از شاهکوچه میان بر می زدم و کلید در خانه را باز می کردم .در وان آب داغ خودم را می انداختم .بخار حمام را دوست داشتم چون حس گم شدن در مه را پیدا می کردم  . قایق های کاغذی ام را در آب وان راه می انداختم و غرق رویا می شدم و آرزو می کردم از میان این همه رویا ،  کسی بیاید تا نجاتم بدهد !!

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>