از همان لحظه که از در بیرون رفتی حس کردم که این کنش و واکنش چند هفته ای عادت جدیدی را در من به وجود آورده و آن این بوده که حسی به اسم کینه و عداوت از درونم دارد بیرون می ریزد و به جایش زلالی و آرامش دارد جایگزینش می شود . وقتی از در بیرون رفتی حس کردم که به راحتی با حرف زدن و گفتمان می توانیم به هم برگردیم بی آنکه عصبی بشویم و پرت و پلا بگوییم ! حس این را داشتم که دیگر نمی توانم با کسی برای هیچ و پوچ بجنگم . ببین ! شاید نتوانی حسش بکنی چون تجربه اش را شاید نداشته باشی ! ولی برای منی که سالها از آنهای خودم به دور بوده ام این چند هفته فرصت خوب و لذت بخشی بوده .اجازه بده دوباره تکرار کنم که این بودن های خودمان حس غالب جنسی نداشته و ندارد و همین که حس تازه ای پیدا کرده ام برایم مکفی بوده .حس شاگردی را دارم که به خوبی و سختی درس خوانده و حالا دارد امتحان پس می دهد و چه خوب هم درس پس می دهم .نه هولم ونه اینکه دست و پایم یخ و سرد است .خیلی راحت دارم کارم را می کنم ولی آنچه که خیلی جالب است این است که ارتباط برقرار کردن روحی برایم کار شاقی نبوده و نیست .فضای کافی برای دوست داشتن و دوست بودن ایجاد می کنم و اصلن فکر نمی کنم که باید حتما نقشه ای داشت و با طرح و برنامه ساختمان جدیدی را بنیان بگذارم ! آنچه برایم مهم بوده و هست این است که باید راحت حرف زد و اجازه داد طرف مقابل هم اگر حرفی برای گفتن داشته باشد حرفش را بزند و اگر هم نداشته باشد حداقل صورتی برای گفتن داشته باشد .بعضی آدم ها با دهان حرف نمی زنند پوست و صورت و چشم هایشان زبان حرکتی شان می باشد . در دنیایی زندگی می کنیم که هیچ وقت برای یاد گیری دیر نیست . پس وقتی می بینی این قدر نرم برخورد می کنم از آستانه ی قوی یا ضعیف روحم نشات نمی گیرد از درون خودم سرچشمه گرفته و به خوبی یاد گرفته ام خود خودم باشم ولی با رعایت نکات خیلی کوچک ! ما ایرانی ها به خوبی می دانیم چندین شخصیت در ما زندگی روزانه و شبانه دارند .گاهی خوب و گاهی بد ! نه اینکه فکر کنی رژيم باعٍٍث این بوده و اگر رژیم برود همه چیز پس از چند سال به حال خوبش برمی گردد .نه از این خبرها نیست . حریم های خودمان را نمی شناسیم چون کسی یادمان نداده .اگر می بینی برخوردهای متفاوت می کنم نه از سر این است که بازی جدیدی در راه هست گرچه همه ی ما بازیگرهای خوب و بدی هستیم فقط اگر بازیمان خیلی خوب از آب در نمی آید به خاطر فیلم نامه های بدی است که دستمان داده اند وگرنه بهتر از این بازی خواهیم کرد .به خوبی می دانم احتیاج به توصیح واضحات ندارم چون آن قدر باهوش هستی که درکش بکنی . در هر صورت روزها و شب هاخواهند گذشت و من از یادت نخواهم کاست ! چون یاد گرفته ام به هر کسی که کلمه یا حس جدیدی یاد بدهد احترام عمیق بگذارم .خداوند پشت و پناهت باشد رفیق جان !
کودکی گم شده
مکانی برای آرامش و شعر و زندگیفعلا هیچ نظری نیست »
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>


