Browsing All Posts published on »سپتامبر, 2007«

ماهیگیری با تور خورشید

سپتامبر 25, 2007

0

از آسمان به زمین آمدم. از خدا اجازه پرسیده بودم که پا به خشکی بگذارم . دیگر از ابر های فشرده از اشک خسته شده بودم . دیگر از بهشت دلزده شده بودم ، دلم هوای تازه می خواست دلم از همه خوشی ها به هم خورده بود و خدا خیلی زود این را حس […]

آخرین تانگو

سپتامبر 20, 2007

0

از دیشب که از سر کار بر گشتم به فکر دیدن دوباره فیلم آخرین تانگو در پاریس افتادم .یک حس خوبی در دیدن دوباره ی آن به من دست می دهد و شاید هم این بهانه ای باشد که از تو بنویسم .با صدای گوشی ام از خواب بیدار می شوم ولی از خستگی دوباره […]

مداد های رنگی ام کجاست

سپتامبر 17, 2007

0

وقتی تو بروی همه سطل های رنگ را به تمام اتاق ها و به همه ی فضاهای خالی پرت می کنم و در میان رنگ و اشک در گوشه ای چهار زانو می نشینم و گریه ای از ته دل سر خواهم داد باور می کنی همین حالا که دارم می نویسم تمام کیبورد پر […]

دهکده روستایی

سپتامبر 17, 2007

0

از هامبورگ تا دهکده ای که تو در آن زندگی می کنی راه زیادی بود که تازه نصف راه را هم با دوچرخه آمدم. ولی بد هم نبود با میشل و گابریل دوستان فرانسوی ام سر راه به یک مشروب فروشی به نام موبی دیک رفتیم که آبجو های خوبی داشت .میشل مثل همیشه مست […]

همه ی مال دنیا را داده ام

سپتامبر 17, 2007

0

همه ی مال دنیا را داده امتا رویای ترا داشته باشممادرم که مردمعصومیتم را با خود بردملحفه سپیدم چرکین شدههیچ دستی سفیدش نمی کندآیا بارانامشب خواهد بارید ؟

مجلس رقص

سپتامبر 17, 2007

0

از خیابان اصلی به طرف کوچه سمت راست با دوچرخه ام پیچیدم و پلاک خانه را پیدا کردم و زنگ طبقه چهارم را زدم چند دقیقه ای منتظر ماندم از بالای پنجره سرش را بیرون آورد و با شادی دستش را تکان داد با آیفون در را باز کرد ، دوچرخه را به میله در […]

خواب کهنه گی

سپتامبر 17, 2007

0

عصر های بی حوصله گیرنگ خواب تو رخوتی تازهدر تنم می پیچدردیف ردیف خاطرهدر بایگانی ذهنم می گذارمبوی کاغذ تازهبوی خوش زندگیبوی مرکب سیاهبوی چاپ عکس تن تورنگدانه های گلدان را به دست می گیرمبه تنم رنگ ترا می مالمتا شاید از بی رنگی در بیایمافاقه نمی کنداین رنگ پاشیبه آلبوم نقاشی های رنه نگاه […]