کلبه کنار رودخانه

Posted on فوریه 26, 2008

0



از هامبورگ تا دهکده ای که تو در آن زندگی می کنی راه زیادی بود که تازه نصف راه را هم با دوچرخه آمدم ولی بد نبود با میشل و گابریل دوستان فرانسوی ام سر راه به یک مشروب فروشی به نام اتاقی برای غذا که آبجوهای خوبی داشت. میشل مثل همیشه مست شد و مجبور شدیم او را که خوابش برده در بالای مغازه در اتاق صاحب مشروب فروشی بخوابانیم و خودمان تنها به دیدن تو بیائیم. راستی تو هم بد شده بودی مثل همیشه تر و تازه با لپ های قرمز هر دوی ما را بوسیدی و کیک خانگی را روز میز گذاشتی و با قهوه تازه که عطرش مرا مست کرده بود
یادت می آید فوریه 2005 در ایستگاه ویکتوریای لندن ترا دیدم دستپاچه و نگران بودی شاید هم برای ان بود که تازه به جزیره آمده بودی از من ادرس هتلی را پرسیدی که مسیر روزانه ام بود دستت را گرفتم و به هتل رساندمت راستی چه قدر دست چپ تو عرق می کرد ؟ به هتل که رسیدیم از من برای خوردن قهوه دعوت کردم و من دعوت دختر قشنگی مثل ترا قبول کردم به کافه کریستنا که دوست پرتغالی ام است رفتیم و دقت که به تو کردم تازه فهمیدم چه قدر جوانی به زور بیست و یک ساله نشان نی دادی حدسم درست بود چشمان گیرایی داشتی و من موقع خداحافظی شماره موبایلم را دادم تا اگر خدای نکرده مشکلی برایت پیش بیاید به من زنگ بزنی و درست هشت ساعت و بیست دقیقه بعد زنگ زدی و من در هتل با تو عشق بازی کردم و چه صبح خوبی را با هم شروع کردیم به کافه هتل رفتیم و صبحانه مفصلی با هم خوردیم و بعد به طرف هاید پارک رفتیم و ساعت ها در هوای دل پذیر بهاری روی چمن یله دادیم
و حالا داری به گابریل گلابی تعارف می کنی و نیم نگاهی به من و نیلی چشمان ترا می بینم که به نقطه دوری دارد نگاه می کند
یادت می آید کلبه چوبی ترا خودم درست کردم و با چه عشقی این کار را به پایان رساندم
روی کاناپه در کنار شومینه ای را که از لیسبون خریدیم می نشستیم و چه شب هایی را به صبح رساندیم یه قول به من بده تو ماه آگوست دوباره با هم به لیسبون برگردیم چون در کافه » فردیناند « بود که عاشقت شدم گرچه می دانم این عشق ما سرانجام نخواهد داشت چون تو …… ولی باز هم مهم نیست همین که عطر نگاه تو و دوستی بی آلایش تو در زندگی روزانه ام جاری است می توان این بازی را ادامه داد .زندگی کوتاه است مگه نه ؟ اینو پدر گابریل همیشه می گه حالا لطفا از روی پایم بلند شو تا با هم بریم دوچرخه سواری
یادت باشه تا یک ساعت دیگه فراره دوباره عاشق همدیگه بشیم
لطفا یادت نره

Advertisements