Browsing All Posts published on »آوریل, 2008«

نقاشی های روز

آوریل 30, 2008

2

منبع نقاشی Advertisements

بطری شراب یونانی

آوریل 30, 2008

5

از دروازه  شهر بیرون  آمدم . در کنار اتوبان M5 ایستاده بودی .ماشین سوزوکی ات از کار افتاده بود . ماشینم را نگه داشتم .باران تندی می بارید .چتر به دست کاپوت ماشین ات را باز کردم .تسمه پروانه بریده شده بود .در پشت ماشین سوزوکی ام یدکی اش را داشتم .نیم ساعت طول کشید […]

آپارتمان شماره بیست و یک

آوریل 30, 2008

1

وقتی با تو آشنا شد در خیابان ، نیمه شب داشتی با صدای بلند آواز می خواندی .دست هایت را از هم باز کرده بودی. زن پشت سرت می خواست راهی برای گذشتن پیدا کند ولی تو خبر از پشت سرت نداشتی .زن وقتی  آوازت را تمام کردی با کلمه ببخشید ،  می تونم رد […]

سوژه ی ساعت هشت و چهل

آوریل 30, 2008

0

یک روز یک مردعکاس که برای یافتن سوژه ای به باغ ملی رفته بود دختری را دید که از در اصلی باغ داشت می آمد با قد متوسط و موهایی مشکی و شلوارکی سیاه با پیراهنی صورتی پر رنگ و کفش پاشنه بلندی به پا و کیف کوچکی به دست.مرد عکاس از دختر شروع به […]

سی و پنج گلوله

آوریل 28, 2008

6

شهریور شصت و شش  از زندان آزاد شدم . سی و پنچ نفر تیرباران شدند . در کنار اسکله ی سنگی زیر باران قدم  زدم . هوای تازه و نم نم باران مرا زنده کرد از هر چه میرایی .  قدم زدم . صدای تیر خلاصی در ذهنم راه رفت .باران خیسم  کرد  .روی سنگ […]

اداره پست دوبلین

آوریل 28, 2008

1

برایم نوشتی قاب دور وجودم هستی و همچون هاله ای به دور سرم می چرخی .برایم نوشتی شب ها وقتی همه خوابند بیدار می شوی ،  برایم می نویسی از همه ی اتفاقات روزانه ات .برایم نوشتی که مرا به شدت دوست داری و نمی دانی با این همه اشتیاق چه بکنی .برایم نوشتی که […]

قطاری که به تبت می رفت

آوریل 27, 2008

0

قطار پشت قطار آمد و رفت ، از تو اما خبری نشد .سیگار پشت سیگار کشیده شد . اتاق آکنده از مه و خاکستر . سوزن بان پیر شیفت شبش تمام شد و به خانه برگشت . پیرزن خانه  ، سوزن به دست  ، لحاف تنهایی را دست گرفت . سماور را آتش انداخت  .اروسی […]