پر پر کردن خاطرات

Posted on آوریل 16, 2008

0


مگر می شود خاطرات روزانه را به همین سادگی پرپر کرد و دور ریخت.مگر می شود تو و خاطرات با تو بودن در کوچه پسکوچه های دربند و امامزاده قاسم را فراموش کرد . اگر می توانی و زحمتی برایت نیست لطفا مرا به گلاب دره  و بن بست خانه ای که در باغچه اش خاطرات مشترک داریم ببر . عطر بوسه های تو هنوز پس از سالها در لبانم جاری ست . دی شب خواب بازار تجریش را دیدم . در صحن امامزاده صالح بودیم و به کبوترها داشتیم گندم قرض می دادیم . راستی اگر وقت کردی به انار فروشی محمد برو و سفارش یه لیوان گنده انار شیرین بده و از طرف من بنوش تا دور لب ات مثل همیشه قرمز بشود .

Advertisements