Browsing All Posts published on »ژوئن, 2008«

Charlotte

ژوئن 27, 2008

4

Advertisements

بگذارید این وطن دوباره وطن شود / برگرفته از وبلاگ کودک سکوت

ژوئن 27, 2008

2

          بگذارید این وطن دوباره وطن شود. بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود. بگذارید پیشاهنگ دشت شود و در آن‌جا که آزاد است منزلگاهی بجوید. )این وطن هرگز برای من وطن نبود( بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش‌داشته‌اند.ــ بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود سرزمینی […]

شعری از دکتر علیرضا زرین

ژوئن 27, 2008

2

رفتم به بازارشام     رفتم بازار چشم اولم به شراب بود چشم دومم به زیبایی چشم اولم را بستم و دوباره گشودم به هشیاری و چشم دومم را با آن میزان کردم زشتی ها را دیدم گوشت ِکبوتر مثقالی چهار ریال کاپوت دست نخورده (Free of charge ) بازارشام  بود این یا سمرقند یا […]

خاطرات در هم پيچيده

ژوئن 26, 2008

2

دیگر فرق بین خاطرات واقعی و دلهره های در هم پیچیده شده در زرورق را نمی توانم باز یابی بکنم . دیگر نمی توانم به یاد بیاورم کی توانستم برای اولین بار بغلت کنم .نه نمی توانم به یاد بیاورم ! تا خود کتابخانه تا اشک اجازه داد گریه کردم .چشمانم دیگر نمی توانست جایی […]

برای تو که فرسنگ ها دور از منی !

ژوئن 24, 2008

3

اگر بیایی ! خورشید را در یک دست و ماه را در دست دیگر می گذارم . زانو هایم را خم خواهم کرد و تو مختار خواهی بود هر کدامشان را که بخواهی انتخاب کنی و برداری . به خوبی می دانم آینده را تنها خدا می داند بس . ولی قول بده ! همان […]

تحول اين روزهايم

ژوئن 22, 2008

2

دارم عوض می شوم .دارم به جلد تازه ای از روح و جسم ام وارد می شوم .روزها و شب ها علامت های خاص خودشان را اعلام می دارند و من از جاده های بی انتها به راه بر می گردم .این حس سالها بود که در من وجود داشت ولی خودش را به این […]

فکر کنم تقصیر باسن هوس ناک تو بود

ژوئن 19, 2008

0

  یادت می آید اولین بار چگونه با هم عشق بازی کردیم ؟ یادت می آید کجای آشپزخانه بود که هوس سکس کردن کردیم ؟ کیک را در فر گذاشته بودی ، خم شده بودی ، باسن هوس ناک ات باعث شد سر میز آشپزخانه بغلت کنم و همه بشقاب ها و لیوان ها را […]