Browsing All Posts published on »اکتبر, 2008«

این روزهای من

اکتبر 28, 2008

1

  اگر تنها می شد یک بار دیگر به دنیا آمد آنچه را می کردم که باید قبلن می کردم .باز پروری و تولید اندیشه ی درست و بهینه برای فردای زندگی ام .اگر زمان بیست سال به عقب بر می گشت من از اینی که این روزها شده ام شاید بهتر و شاید بدتر […]

تربیت اروپایی

اکتبر 20, 2008

2

هر آنچه را که یاد گرفته ام و هر آنچه را بایستی یاد بگیرم همه در گرو این است که تربیت دوباره بشوم. انباشت های ذهنی ام آکنده از آنی شده است که باید باشد و نباشد .در وطنم یاد گرفتم همیشه سکوت اختیار کنم و به وقت گفتن لال و به وقت نگفتن سرشار […]

غوغای من و تو

اکتبر 19, 2008

0

در هر صورت ! آنچه برای من و تو بسیار مهم و گیراست عمق دوستی ما دو نفر است و بس .دروازه ها چه باز باشند و چه بسته . .در خانه چوبی باشد یا که آهنی هیچ کدام مهم نیست .مهم این است که زیبا باشیم و دنیای خودمان را بهتر از همین حالا […]

پیاده شدن سر چهار راه

اکتبر 18, 2008

0

هزار هزار ورق نامه می نویسم .هزار هزار تکرار می کنم همه آن چه را که از تو داشته و دارم .عشق های کاغذی عشق های بی در و پیکری که نه در دارد و نه هزار پنجره .بی آنکه از خودم بپرسم دقیقان در کجا نشسته ام که دارم برای تو می نویسم انگشت […]

گربه ی هلنا

اکتبر 16, 2008

0

  یک با یک و دو با دو ترکیب قدیمی دوباره شدن را پیدا می کنند . فرقی هم با قبلشان نخواهند داشت چرا که دور تسلسل شان را فقط تکرار می کنند .ترجمه های جدید برای خوانش دوباره شان شاید تلاشی باشد عبث ولی به امتحان کردن شان می ارزد . صبح که به […]

قرض های به تخمم

اکتبر 10, 2008

2

نقشه برداری مهندسی از روح های تکه پاره شده با استکان ودکا به دست دیگر امکانش کم و کم تر شده .آدم های مزخرفی دو وبرم را گرفته اند که حالم را به هم می زنند .روحیه های ایزوله شده و خودخواه بی هیچ امیدی به پنجره های باز ونیمه بسته شده . یکی از […]

باگت های فرانسوی

اکتبر 9, 2008

0

صدا ها و زنگوله ها در گوشم به صدا در آمده بی آنکه از کاروان خبری شده باشد ! خبرهای پوچ شیرینی اش را از دست داده .مرگ و نیستی هجوم بی مهابای خودش را به کل از دست داده .پارچه های آبی و مشکی در جنگ تن به تن کم آورده اند و سلاح […]