Browsing All Posts published on »مارس, 2009«

آونگ های زنگ خورده

مارس 28, 2009

1

حساب گری های فروش مهربانی دیگر بی حساب و کتاب نیست . دیگر آشفتگی و ولنگاری در محاورات روزانه کم رنگ تر شده و نمی توان بی محابا نقش های عاطفی بازی کرد .دیگر نمی توان هم زبانی را دلیل فروش بیشتر  دانست .دیگر نمی توان به رنگ ها ارزش افزوده  داد و به سود […]

دیوارهای زبان

مارس 28, 2009

0

  خب همه شماره ها را در ذهنم پاک کردم و تا هفت بیشتر حفظ نکردم راحت تر بگویم احتیاج بیش تر از هفت را نداشته و ندارم .هفته هفت روز بیشتر نیست ماه را هم ضربدرش می کنم و هم چنین سال و سالها ! شماره های تلفنم را در هفت شماره در گوشی […]

خدای مهربان من

مارس 26, 2009

0

  دروازه ها چه بزرگ و چه کوچک برایم ارزش یکسانی پیدا کرده اند .چه فرقی می کند ؟ مهم عبور از آن است که بتوان رد پاهای گذشته را طی کرد . وقتی هم که دروازه ها را رد کنی جاده و یا کوچه هایی پیدا خواهی کرد که راه جدید را نشانت می […]

پتوی قرمز رنگارنگ مارسیا

مارس 23, 2009

0

  مارسیا زنگ زد که تو ایستگاه قطار منتظر منه . تو خواب و بیداری یهو از رو تخت بلند شدم  سریع آبی به صورتم زدم و با دوچرخه به سمت ایستگاه قطار چرخ دواندم ! قرار نبود یکشنبه بیاد ولی خب مارسیا رو نمی شه شناخت .کارهاش مثل خودم قابل پیش بینی نیست .از […]

دستمال آبی ام کو می خواهم آسمان را پاک کنم / احمد رضا احمدی

مارس 23, 2009

0

  کمدم را خالی کردم تا  دستمال آبی ام را پیدا کنم و آسمان جزیره را پاک کنم .هر چه گشتم پیدایش نکردم .بالا و پایین اش را حسابی گشتم ولی پیدا نشد  .برای درست کردن قهوه ی ترک به آشپزخانه رفتم . بسته ی شیرینی را از کمد درآوردم  روی پیش دستی گذاشتم .ده […]

اجازه بده همین امشب در زندان ها باز شود!

مارس 19, 2009

0

از سر زمین باد سالهاست که گذشته ام و دیگر حتی صدای نسیم هم برایم آشنا نیست .از بادهایی گذر کرده ام که تکانم داده اند و از خرمن هایی عبور کرده ام که رنگ طلایی شان پژمرده شده اند .امشب اگر دریا به دادم نرسد تا این همه اشک های ریخته شده را به […]

نفس بریدن با قرص های ضد افسردگی

مارس 19, 2009

1

  خب ! یکی دیگه هم رفت و حاکمیت به کار نفس بریدن زندانی ها با جدیت ادامه می دهد  . به خوبی سالهای آغازین شصت به شکل جدی تر دارد بازسازی می شود  چون این مرحله پایان هرچه اداهای اصلاح طلبی این سالها بوده و هست .مگر از این ها انتظار دیگری هم می […]