ساحره

Posted on دسامبر 9, 2010

0


مثل هر روز مارگریتا پشت پنجره نیامد تا شیشه ی پر از بخار خانه را بزند . نامه ام حتمن به دستش رسیده بود ، چون در خانه را با کلیدی که داشت باز کرد و بی مقدمه شروع به عشق بازی کرد . امروز جاروی ساحره گی اش را در جای بعیدی جا گذاشته بود .بی مقدمه ، هم خوابگی را دوست دارم چون بی آنکه نقشه ای برای خودت داشته باشی همین جوری پیش می آید . مارگریتا امروز زن رام و ساکتی بود . بر عکس هر روز که پر سر و صدا می آمد . کاغذهای روی میز را نگاه می کرد . روی زمین پرت شان می کرد . قوری چای را در حالی که به روی روکش میز آشپزخانه چکه می کرد به دست می گرفت . شکر را با قاشق بزرگ در داخل استکان بلوری کوچک می ریخت . شیر وان را باز می کرد . آب به روی پارکت ریخته می شد .هر کاری که دلش می خواست می کرد چون می دانست من ایرانی ام و اصلن برایم مهم نیست که طرف در خانه ام چه می کند . چون بیرون از خانه همه چیز فرق می کند . در داخل خانه ی من همه چیز مباح است ! هر کاری که دلت می خواهد می توانی بکنی مگر اینکه با کتاب هایم ور بروی چون بی ملاحظه سرت را می شکنم . هاها . مردم از خنده . نه این جوری ها هم نیست . من به شدت منظم و تمیز هستم و دلم می خواهد خانه برق بزند . البته وسواس نیستم ولی هپل بودن تو کارم نیست . خب کجا بودیم ؟ مارگریتا قرار با آقای شیطان را کنسل کرده بود . چون دلش می خواست امروز خودش باشد . تلفن موبایلش را نشانم داد . کلی تکث از دار و دسته شیطان داشت چون خودت بهتر می دانی کلاس آقای ابلیس خیلی بالاست . هیچ وقت با شماره ی مستقیم خودش به کسی زنگ یا تکث نمی کند . به مارگریتا در وان حمام گفتم : خب جوابشو بده . صورت خوشی ندارد . با تبسم نگاهم کرد و گفت : امروز من مارگریتای ساده هستم نه ساحره ای که نه شوهر دارد و نه حتی چوب جاروی رقصانش را . همه ی تابلو های خانه اش را عوض کرده . درخت کریسمس بزرگی را در اتاق پذیرایی گذاشته . گل حلقه ای سبز رنگی را به در خانه اش چسبانده . در حالی که گردنش را نوازش می کردم گفتم : میشه برای من هم عین همان گل حلقه ای بخری . صورتم را نوازش کرد . فردا صبح به در خانه ات وصل خواهد بود یار جان من ! خندان از وان بلند شدم . حوله را به سر و صورت و کمرم کشیدم تا آب کف پارکت را خیس نکند . موی سیاه رنگ کرده ی مارگریتا را با شانه درختی مرتب کردم . بوی خوش موی سرش را دوست دارم . ترکیبی از بوی نارنج و پرتقال را دارد . بوی خوش شمال را می دهد . اوه باید برم . پست چی در خانه را دارد می زند .

Advertisements
برچسب‌ها: