ماهی‌های کپور

دسامبر 30, 2013

0

با خودم گفتم شاید بتوانم همه ی وهم های درونی ام را به داخل چهار راهی بکشانم که راه عبوری صاف و ساده ای با چراغ های قرمز و سبز و زرد داشته باشد ولی فکرم اشتباه بود . با خودم گفتم شاید بتوانم تکه های ریز شده داخل سطل زباله را با چسب و […]

بیدار شو مارگریتا

دسامبر 30, 2013

0

    آنچنان بارانی دارد می بارد که تصور نوشتن اش را به ذهن و انگشتانم نمی دهم .مارگریتا خودش را به خواب زده . می دانم نمی خواهد چشم های درشت آبی سیرش را باز کند . گربه ی خانم میشیگان گلویش درد می کند .کنار تخت کوچکش نشسته ام تا خدای نکرده یک […]

صدای‌ خواب من

دسامبر 30, 2013

0

با خودم عهد کرده بودم که همه‌ی خاطرات تلخ خودم را یک جوری از صفحه‌‌ی  ذهنم پاک کنم ولی نشد که نشد. به همین سر چراغ سر کوچه‌ام قسم می خورم که خودم هم نمی دانستم با خودم چه عهدی کرده بودم که نتوانستم به قول خودم عمل بکنم.  باور بفرمایید که تقصیر این بطری […]

شاید که مرده باشم

دسامبر 30, 2013

0

همین که به بیرون قهوه‌فروشی نگاه کردم، مرغ دریایی اهل «فنلاند» را دیدیم که بی‌هوا رویاهای‌شمال اروپا را به سر و روی ما دو نفر پاشید. برای‌این‌که دچار پیر چشمی نشویم، قطره‌های آبی‌دریا را به دور چشمانمان ریختیم. با سورمه دور چشم خودمان را سیاه کردیم تا اگر بچه‌های رویاهای کهنه جسارت سنگ اندازی به […]

مارگریتای ما

دسامبر 30, 2013

0

با گربه‌ی ‌خانم «میشیگان» و «گوستاو» تصمیم گرفتیم «مارگریتا» از امشب که اولین روز سال‌نو است، با ما زندگی کند. مشکل ‌تخت‌خواب را هم حل کرده‌ایم. گربه روی‌‌تخت با من خواهد خوابید و «گوستاو» هم در کنار ‌طاقچه، خواب‌های خودش را ادامه خواهد داد. مبل کنار‌تخت را جلوتر آوردیم تا «مارگریتا» کنار ما بخوابد. این […]

بال‌های زخمی گوستاو

دسامبر 30, 2013

0

پرنده را در دست چپم گرفتم  . بال سمت راستش را رو به آفتاب و قفسه سینه اش را به  کف دست راستم فشار داد م .  آنقدر نرم که حس اشتیاق به پروازش را از دست ندهد .  پری در خانه اش نشسته بود و گل های باغچه اش را  با کمک گربه ی […]

شیشه‌های احمق

دسامبر 30, 2013

0

انگار صبح شده بود . ملافه خیس نم نم باران شده بود . بی هوا از خواب بیدار کردم خوابم را . از روی کف چوبی بالا رفتم . در شانه ی هوا نشستم تا مرا با خود به کنار ساحل ببرد . گربه ام در حال سیگار کشیدن بود . من هوای بی لبخند […]